نقدی بر فیلم ها

قصه شنیدنی عروس و مادر شوهر

پنجشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۵، ۰۱:۴۵ ق.ظ

سالهای نه چندان دور، عصر و زمانه ، زمان مادر شوهر سالاری بود اما حالا وضع خیلی خیلی فرق کرده حالا عصر عروس سالاری هستش اون هم یه سالار واقعی

امروز تو وب گردی خیلی تصادفی به موضوع خیلی جالبی برخوردم تو همه گوگل حتی یک مورد پیدا نکردم که مادر شوهری از عروسش بنویسه و گلایه کنه یعنی همه عروسها اینقدر خوب هستند که موردی برای گله کردن وجود نداره!!!

همه ما می دونیم  و با چشمهای خودمون تو خانواده خودمان ، تو خانواده فامیل هایمان ، دوستانمان می بینم که از دست عروس شان چه می کشند حتی هزاران مادر شوهر را می برند تو خانه سالمندان میگذارند و بعد هر روز تو خانه مادر زن جشن و شادی می گیرن

پس چرا این مادر شوهر ها ، مادر شوهر های که حتی از دیدن پسر خودشان محروم شده اند به خاطر اینکه عروس شان با پسرش دعوا نکند رنج دوری و ندیدن فرزند خود را به خاطر پسر ش تحمل میکند اما تو هیچ جای گوگل از مظلومیت این مادر شوهر ها چیزی نوشته نشده است خیلی تعجب کردم و خیلی فکر کردم که چرا از مظلومیت مادرشوهرهای که سالها از دیدن پسر خودشان محروم شده اند و تو کنج خانه سالمندان افتاده اند چیزی نوشته نشده است؟

بعد از خیلی فکر کردن به این نتیجه رسیدم که این مادر شوهرهای مظلوم عمر و جوانی خودشان را برای فرزندانشان سپری کرده اند و هیچ زمانی فرصت نکرده اند که بروند سایت سازی یاد بگیرند بروند تلگرام و چت یاد بگیرند و حالا همه چی افتاده دست این عروسهای که همه چیز و یادگرفتن

و این عروسها هم دستشان درد نکند تا توانسته اند تو سایتها و اینترنت و تلگرام و .. از مادرشوهرهاشان  بدگویی کرده اند و متهم کرده اند

ایا این عروس ها خودشان فرزند پسر ندارند ؟!

آیا اینها خودشان روزی مادرشوهر نخواهند شد؟!

اگر اون روزی که خودشان مادرشوهر شدند عروس شان همان رفتاری را با آنها بکند که انها با مادرشوهرشان کرده اند چه حالی خواهند داشت؟

اگر مادر شوهر ها عروس شان را نمی خواستند و دوست نداشتند اصلا از همان اول عروس نمی آوردند توخونه

مادر شوهر عروسش را آنقدر دوست دارد که حاصل زندگیش و عمرش را همان فرزند عزیز اوست به عروسش میدهد  اما همین عروس اجازه نمی دهد مادر و پسر دقیقه ای هم را ببینند و دایم نقشه میکشد که و از مادر شوهر بدگویی میکند تا شوهر از مادرش زده شده و او را به خانه سالمندان بیاندازد ؟

یک مثال است که می گویند هر چه تو آش بریزی همان از اش بیرون میاد

صددرصد روزی هم میرسه که خود همین عروس ها را بچه هاشون ترد کنند اون هم چه تردکردنی !!

خوش به سعادت افرادی که در تنهایی و در همه حال خدا را بالا سر خود می بینند  و از خدا و از مجازات روزگار می ترسند !!

۰ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۷ خرداد ۹۵ ، ۰۱:۴۵
raha rahai

نقدی بر سریال جواهری در قصر

يكشنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۳۳ ب.ظ

در سریال جواهری در قصر کره ای ها با زیرکی زیادی به این تبلیغ  می پردازند که همه افتخارات تاریخ را به نام خود بکنند در سریال جواهری در قصر یانگوم برای اولین بار به خیلی از کشفیات می پردازد - برای اولین بار یانگوم جراحی می کند  بله!! مادر علم جراحی می شود یانگوم بزرگ !! این کره ای ها ما را مسخره کرده اند

همه ما اگر اندکی صفحات تاریخ را ورق بزنیم می بینیم در قرون وسطی که همه این کره ای ها و اروپاییها با قوانین مسخره قرون وسطی دست و پا می زدند علم تنها در سرزمین ها اسلامی بود و همان اروپاییها حتی آرزویشان بود از دانشمندان مسلمان علم یاد بگیرند.

اروپاییها هنوز در تلاشند تا رازهای کتاب های جابر بن حیان را کشف کنند

آنها هنوز هم از کتابهای ابوعلی سینا کمک می گیرند

آنها هنوز هم از کتابهای رازی ما را ترجمه میکنند و اون وقت این کره ای ها می خواهن افتخارات تاریخ را به نام خود ثبت کنند در سریال جواهری در قصر یانگوم برای اولین بار جراحی میکند

در جومونگ موپالمو برای اولین بار شمشیر فولادین می سازد

روی چوب نامه می نویسند اون وقت شمشیر فولادین میسازند !!! اینها همه چی را مسخره کرده اند!

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۵ ، ۱۷:۳۳
raha rahai

تحلیلی بر سریال سرزمین بادها

يكشنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۱۶ ب.ظ

سریال کره ای سرزمین بادها



در این سریال می بینم دختر دومین مرد بزرگ بویو یعنی ی اون دختر وزیر تاکراک به موهیول دل می بیند و بصورت مخفی با او ازدواج میکند و بعد زن اصلی موهیول او را به بویو بر می گرداند و این بار در حالیکه از موهیول حامله هست با دوجین  ازدواج میکند  و زمانیکه افراد موهیول ی اون را پیدا میکنند می خواهد با آنها فرار کند و دوباره به سراغ موهیول برود ولی از ترس زن اصلی موهیول می ماند

ازدواج در همه آیین ها و مذاهب مقدس است و حتی کسانی که به خدا هم اعتقادی ندارند با اصول و قوانین خود ازدواج می کنند و به آن احترام میگذارند اما در این سریال کره ای ها بی شرمانه به اصل ازدواج توهین کرده اند

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۵ ، ۱۷:۱۶
raha rahai

تحلیلی بر سریال افسانه جومونگ

يكشنبه, ۱۶ خرداد ۱۳۹۵، ۰۴:۵۸ ب.ظ

سریال افسانه جومونگ ساخت کشور کره می باشد

خلاصه سریال به این صورت است که:


جومونگ در 37 سال قبل از میلاد مسیح در کشور بویو واقع در شبه جزیره کره زندگی می کرد . وی فرزند هاموسو رهبر ارتش دامول بود . او که می خواست به عنوان شاهزاده بویو به مقام پادشاهی برسد ، سعی در این امر کرد . وی برای این که خود را به پادشاه ثابت کند تصمیم به جنگ با قبیله های جنوبی بویو کرد . در این جنگ که ابتدا جومونگ به پیروزی ارزشمندی دست یافت نا پدید شد . جریان آب رودخانه بیریو او را تا کنار قبیله هان باک برد . سپس دختر رئیس این قبیله (( یه سویا )) وی را نجات داد . در این میان جومونگ پس از بهبودی به دلیل شورش های داخلی ، (( یه سویا )) یعنی دختر رئیس هان باک را به طرف بویو برد . از طرفی پادشاه گوموا به دلیل بیماری مجبور شد تا حکومت را برای مدتی به (( تسو )) بسپارد . سوسانو نیز با این باور که جومونگ کشته شدن است با محافظ گروه تجاری خود ازدواج کرد . جومونگ پس از بازگشت به بویو با (( یه سویا )) ازدواج کرد . جومونگ از طرف تسو مجبور شد پناهندگان را به هیوپ تو ببرد . اما جومونگ تصمیم به درست کردن قبیله ای جدید بر آمد به همین دلیل پناهندگان را به یک مکان امن برد . اما یه سویا و بانو یوها در بویو به عنوان گروگان ماندند . پس از چندی (( یه سویا )) از جومونگ دارای فرزندی شد و نام او را یوری نامید . یه سویا و بانو یوها تصمیم به فرار کردن از بویو گرفتند . اما بانو یوها نتوانست از بویو فرار کند و توسط پادشاه بویو یعنی گوموا کشته شد .در این میان شوهر سوسانو نیز کشته شد . سوسانو از جومونگ دعوت کرد تا به هم بپیوندند . به همین دلیل جومونگ مقر خود را تغییر داد . جومونگ نیز به این پندار بود که یه سویا و یوری کشته شده اند . جومونگ سپس به هیوپ تو حمله کرد و حکمران آن را کشت . او پس از چندی کشوری با نام گوگوریو تاسیس کرد که می توانست با حکومت هان مقابله کند . پس از پانزده سال که یوری 18 ساله بود به یک گروه قاچاقچی کار می کرد اما به دلایلی از شمال (( اوک جیه )) به بویو رفت . جومونگ نیز به دلیل مراسم تاجگذاری (( تسو )) به آنجا سفر کرد . در این میان بویو تصمیم گرفت مسابقات شمشیر زنی برگزار کند که در این مسابقه یوری با غلبه بر بیریو ( فرزند سوسانو ) اول شد . اما جومونگ با دیدن یوری او را نشناخت . بویو با گوگریو پیمان صلح بست . به همین دلیل جومونگ به گوگوریو بازگشت . یوری از طرف مادرش آگاه شد که جومونگ پدرش است . پس به همین ترتیب یوری با عصبانیت به طرف جومونگ رفت تا دلیل دوری از مادرش را جویا شود . جومونگ دلیل قانع کننده ای را به یوری می دهد و یوری را به قصر دعوت می نماید . جومونگ مکان یه سویا را از یوری جویا می شود و به طرف غاری که یه سویا در آن بود می رود . اما یه سویا به دلیل بیماری بی هوش شد . جومونگ نیز او را به قصر برد . با این حال جومونگ و کشور گوگوریو همراه با کشور بویو تصمیم به حمله به هان می گیرند . حکمران حکومت هان نیز گوموا را به قتل می رساند تا خشم جومونگ و تسو جند برابر شود . پس جومونگ و بویو به هان حمله کرده و این کشور بزرگ را نابود می کنند . با وجود این پیروزی سوسانو همراه فرزندانش و مردم اهل بیریو ، گوگوریو را ترک کرده و به کشور جنوب گوگوریو رفته و قبیله بزرگی ایجاد می کنند . سرانجام جومونگ در سن 40 سالگی به دلیل مریضی می میرد و فرزندش یوری پادشاه گوگوریو می شود . بعد ها فرزند یوری ( نوه جومونگ ) می تواند تسو را بکشد و از او انتقام بگیرد . به این ترتیب مجموعه عظیم هشتاد و یک قسمتی جومونگ به پایان میرسد .

اما حالا اصل ماجرا چی بود؟

سریال کره ای می خواهد جومونگ را یک شخصیت محبوب و شجاع معرفی کند!!

ایرادات این شخصیت کجاست؟

در این سریال می بینیم که قدرت پیشگویی و غیب بینی بانوهای اعظم سریال بی حد و اندازه است طوری که نوچه بانوی اعظم همان بی یورها قدرت فوق العاده ی غیب بینی دارد و با نگاه کردن به روی جومونگ می فهمد او کمان دامون را در غار شکسته است و همچنین این دختر با قدرت عجیبش وقتی جومونگ بی هوش می شود و در غاری زندانی می شود بیورها همان نوچه بانوی اعظم او را نمی بیند ولی وقتی از از غار بیرون می اید پرنده سه پا یا همان جومونگ را می بیند حال این نوچه ای که قدرت فوق العاده غیب بینی دارد به جومونگ می پیوندد و در سریال هنگام فرار یه سویا و یوری خبر می رسد که آنها مرده اند ؟ در این زمان چرا جومونگ از بیورهای غیب بین نمی خواهد ببیند زن و بچه اش کجا هستند؟ مرده اند یا زنده اند؟

با این حال می رود پی خوشی با سوسانو و دنبال خوش گذرانی خودش

و اون طرف یه سویا ی بدبخت هم در مغازه ها کنیزی می کند و یوری هم قاچاقچی می شود با قاچاق زندگی می گذراند



۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ خرداد ۹۵ ، ۱۶:۵۸
raha rahai